طلبه نت
سعی ام بر این است که دلنوشته ها وگاه ی تراوشات ذهنی را بنویسم اما گاه بدلایلی باز می مانم اما مهم اینست که جهان بسوی تک قطبی شدن پیش میرود وهمه باید جهاد کنند بسهم خود تا درین معرکه جهانی اجر مجاهدین را داشته باشند که فضل الله المجاهدین علی القاعدین .ووغیره
نویسنده: طلبه نت - ٢۸ آبان ۱۳۸۳

بسم الله الرحمن الرحيم

ازاينکه دير بروز شد از دوستان عزيز ،که سر زدند عذر ميخوام

قبل از ماه مبارک رمضان تصميم داشتم دو مطلب را بنويسم که چون وقت ان گذشت منصرف شدم.

۱=سخنی با ابطحی که در يک کلمه ميخواستم بگويم ابطحی بدان که روزی از اين مقام کنارميروی يا کنار ميگذارند ( همانطور ميدانيد که وی بر کنار شد يا بعبارتی استعفا داد) ،وابطحی بدان روزی هم از اين دنيا  کنار ميگذارندت فکری برای انروزت بکن وتوشه ای جمع  کن که جرس فرياد ميدارد که بر بنديد محملها.....سخنی دوستانه  بودووظيفه من بعنوان يک روحاني.

۲= در خبر ها ميخواندم خواننده قديمی ايران خانم دلکش دار فانی را وداع گفت وعکسهای جوانی او را در کنار عکسهای در سن پيري او قرار دادم وواقعا عبرت آموز بود گفتم عجبا اين خانم زيبا ودلربا همان دلکش نحيف ولرزان است واقعا در يک لحظه اول واخر اورا ديدم وگفتم چرا بايد عمری چنان زندگی کرد، وبرای که؟؟؟، کجايند ان دوستان و تشويق کنندگان که اکنون که او در خاک ارميده ومحتاج يک حمد ودعاست او را تنها گذاشته اند (چکيده ای بود که گذشت.)

اما اکنون تصميم دارم  گزارشی از دانشگاه زاهدان ، ماهی که در ان مفتخر بودم با دانشجويان سر کنم بدهم.از شبهای قدر انجا،از خوابگاههايی که سر زدم ،از افکار مختلف انجا، از مشکلات شخصی دانشجويان، ار متلک های انهاکه واقعا با انها بودن برای من لذت بخش ، اموزنده و مفيد بود.

ممکنه اونها هم خواننده وبلاگ باشند بدونند به نيابت از همشون از خانم معصومه سلام الله عليها زيارت کردم وجمعه انشا الله در جمکران دعاگوی انها هستم وعريضه های انها را تقديم خواهم کرد .

ابتدا که وارد شدم بخلاف انتظارم براحتی ارتباطم با انها بر قرار شد ونياز به صرف زمان نبود ،وبزودی طرح دوستی با انها ريخته شد ، اين دانشگاه دانشکده های مختلفی داره که عمده مهندسی وادبيات است که بنده در قسمت ادبيات  کارگذار يا بهتر بگويم خدمت گذار بودم ولی بدليل باحالی بچه های مهندسی هم با اونها هم در رفت وامد بودم .

تقريبا از شب ۱۲رمضان به بعد تا سحر بيدار بودم و چه شبها که تا سحر با دانشجوها بيداربوديم، از همين اول بگويم که گمان نکنيد بنده فقط با چند تا بچه مذهبی و متدين وعارف روبرو بودم  بلکه بنده  بر خلاف تفکر بعضی با همه حتی اونهايی  که فکر ميکنيد با ما و حتی خدا قهرند ارتباط داشتم وسعی بر آشتی دادن انها با خدا بودم ودايما ميگفتم من برای وصل کردن امدم نی برای فصل کردن امدم..لذا با بچه های بی نماز ، اهل شراب البته اونجا وتکا بيشتر بهشون حال ميداد ، اهل دود ودم وغيره مرتبط بودم، يه دوست با حال پيدا کردم اخر متال بود که کلی با هم حرف زديم..خلاصه اگر چيزی از انها نقل کردم متعجب نشوييد !!!!!

البته گلچين خواهم کرد ومختصر خدمتتون عرض خواهم کرد. چون طولانی شد همين مقدار بس است.

                                     نامردی نکنيد:مطالب زير را بخونيد 

حتما بخونيد:◊                 جمع آوری کمک مالی برای ساختن خانه رفسنجانی

حتما بخوانيد: ◊                    حاج کاظم در زندان

کدهای اضافی کاربر :