طلبه نت
سعی ام بر این است که دلنوشته ها وگاه ی تراوشات ذهنی را بنویسم اما گاه بدلایلی باز می مانم اما مهم اینست که جهان بسوی تک قطبی شدن پیش میرود وهمه باید جهاد کنند بسهم خود تا درین معرکه جهانی اجر مجاهدین را داشته باشند که فضل الله المجاهدین علی القاعدین .ووغیره
نویسنده: طلبه نت - ۱۸ دی ۱۳۸٤

                                 بسم الله الرحمن الرحيم

عيد سعيد قربان بر همگان مبارک

انشا الله روز قربانی کردن نفس اماره ما باشد

عزيزان فعلا از دانشگاه زابل مينويسم اقای رحمانی وافراسيابی گل وگلاب رشته

زيست  فرمودند اوندفعه که اموزش وبلاگ نويسی راه انداختنيد ما نتونستيم شرکت

کنيم خلاصه مام که عنده مراميم واينا  و....که سه نقطه در ادبيات دانشجو معانی

مختلفی دارد ک ما به  معنی اول ان اشاره داريم.. خلاصه اواخر شب به سایت

عظيم زابل امديم..اموزش را اغاز کرديم..گفتم خودمم بروز کنم تا امت حزب الله بی

بهره نماند .

چند نکته :

اولا انشا الله در اولين فرصت دوستان طلبه  عزيزم را لينک خواهم کرد تا همه بدانند 

ما طلاب هم بله اوهوم. وخيلی بروزيم

دوما :تا بحال  چنين نکرده ام که نظری را پاک کنم  امااين اقای بی ادب  بی تربيت که

اين فرهنگ کفار کفتار صفت روز است  ،چون توهين به  تمام  هستی وعشق من وما 

 نموده ما هم تا اورا يافته ونموده فعلا پیغام تاريک او را حذف نموده .از اينکه دير

شد از عزيزان عذر خواهی ميکنم..

سوما :از عزيزان نظر دهنده  تشکر ميکنم.. .

چهارما :نور اميد در دانشگاه وشهر  وزابل دميده شده وتقريبا نيروهای خوب و باحال 

 وارزشی متولی امور شده اند  که دم همشان گرم باد که ماهم زير ابی يک کارهايی

انجام دادديم واز استاندار قول های را گرفتيم وهدفی جز اعتلای فرهنگ تشيع

نداشته ام .که گزارش خواهم کرد، البته نه همه انرا  چون اوفه

پنجما: هنگامی که يچه های دانشگاه زاهدان  در فرودگاه امده بودن (اقايان کميلی و

محرابی از بچه های عدالت خواه دانشگاه زاهدان ) وقتی داشتيم  با ماشين به طرف

دانشگاه ميرفتيم گنبد زردی در دانشگاه نمايان شد  که قبلا نديده بودم .گفتم اين

چيه؟گفتند حاج اقا امامزاده کامبيزه ..يکم به هم نگاه کرديم وزديم  زيره خنده گفتم

جون من !!!گفت بچه ها ميگند امامزاده کامبيز .  بعد معلوم شد همان مسجد نيمه

تمام  بوده که به همت رييس دانشگاه ساخته شده ودر ان تمام به فرهای نو وکلر

های گازی وسيستم گرمايی وووکه همانجا  بدون اينکه اشک از چشمانم جاری شود

گفتم خدايا دم رييس دانشگاه گرم وحاجاتش روا خدا بچه ها شا زياد کنه که تو اون

مناطق کمبود جمعيت داريم که شايد پرده برداری کردم از سياستهای اونجا وبی

تدبيری مسولان .... چند سال گذشته استان ... الهی بگم .......بشن...........بماند تا جايی ديگر درد ودل کنم.

  ششما : در ضمن رييس دانشگاه  جناب  اقای نوری  رياست  محترم دانشگاه ما را دعوت کرد ناهار  که گفتيم حتما چرب وچيلی است که ديديم  ما را برد سلف دانشجويان وغذای دانشجويان را خورديم  که اصلا هم دلدرد نگرفتيم وخوب بود ..... حتی يک نوشابه هم اقلا از جيب خودش نخريد که احتما ل دادم ايشان اصالتا اصفهانيست.ولی گويااز دل ما با خبر بود امروز بعد از نماز  گفتند :مارا  را نهار مهمان نميکنيد گفتم :......خنديد وگفت :شما مهمان من....رفتيم  لی اينبا ر بجان شما نوشابه هم خريد  زردم بود وگازم داشت  .....واين بار هم  دلدرد نگرفتيم.... که انصافا مناسب وخو وب بود ....

هفتم : وبلاگهايی که برا اين دوستام ساختيم ويادشون داديم اينه

              ناجی ۳۱۳

                 منادی

اولی :اقای رحمانی

دومی اقای : افراسيابی

  اما سوال من کماکان   به حال خود باقيست.بنظر شما يه روحانی چه صفاتی بايد

داشته باشه..ومن ملبس به لباس مبارک روحانيت بشم يا نه ؟

 

 

کدهای اضافی کاربر :