طلبه نت
سعی ام بر این است که دلنوشته ها وگاه ی تراوشات ذهنی را بنویسم اما گاه بدلایلی باز می مانم اما مهم اینست که جهان بسوی تک قطبی شدن پیش میرود وهمه باید جهاد کنند بسهم خود تا درین معرکه جهانی اجر مجاهدین را داشته باشند که فضل الله المجاهدین علی القاعدین .ووغیره
نویسنده: طلبه نت - ٧ بهمن ۱۳۸٦

جنگ عظیمی بین دو کشور درگرفته بود . ماهها از شروع جنگ می گذشت و جنگ کماکان ادامه داشت. سربازان دو طرف خسته شده بودند . فرمانده یکی از دو کشوربا طرحی اساسی قصد حمله بزرگی را به دشمن داشت و آن طرح با چنان دقت و درایتی ریخته شده بود که فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان کامل داشت ولی سربازان خسته و دودل بودند. فرمانده سربازان خود را جمع کرد و راجع به نقشه حمله خود توضیحاتی به آنها داد. سپس سکه ای از جیب خود درآورد و گفت: سکه را بالا می اندازم , اگر شیر آمد پیروز می شویم و اگر خط آمد شکست می خوریم. سپس سکه را به بالا پرتاب کرد . سربازان با دقت , حرکت و چرخش سکه را در هوا دنبال کردند تا به زمین رسید . " شیر" آمده بود . فریاد شادی سربازان به هوا برخاست . فردای آن روز با نیروئی فوق العاده به دشمن حمله کردند و پیروز شدند. پس از پایان نبرد , معاون فرمانده نزد او آمد و گفت: " قربان , آیا شما واقعا می خواستید سرنوشت کشورمان را به یک سکه واگذار کنید ؟" فرمانده لبخندی زد و گفت : " بله"

و سکه را به او نشان داد.هر دو طرف سکه شیر بود.
واین همان است که در ادبیات اسلامی شمشیر غالب نام دارد که دارنده ان شمشیر هرگز شکست نمیخورد اگر کشته شوید پیروزید واگر بکشید دشمن را نیز پیروزیید
واما  یه نگاه دیگر هم میتواند باشد که در نظریه اسلامی جایگاهی ندارد وباطل است که ان هر دو طرف خط یاشد وشیر نباشد که نکنه ما مذهبی ها اون نگاه را داشته باشید که وای بر ما
کدهای اضافی کاربر :